خدایا از دست این موجود مملو از توهم به خودت پناه میبرم امیدوارم که دیگه توی دفتر خونه پیداش نشه
امروز صداشو از توی راه پله ها تشخیص دادم و آه از نهادم بلند شد به خانم رضایی گفتم باز این موجود خارق العاده اومد تا مخمونو بخوره .زورش میاد عوارض ٨٩ ماشینشو پرداخت کنه میاد یکی یکی مدارک پروندشو میگیره وقتی هم که میگم نمیشه میگه تو قرص نمیشه خوردی؟ بعدش هم کلی مغلطه و وراجی میکنه تا من ساکت شم و خانم رضایی بیچاره هم که میخواد زودتر از دستش خلاص شه کارش رو راه بندازه.
امروز دیگه واقعا قرصاشو نخورده بود کارش رو هم که راه انداختیم هنوز داشت وراجی میکرد میخواستم بگم آقای محترم ما کار داریم صحبت کردن شما حواسمون رو پرت میکنه لطفا برید اما میدونستم فایده نداره و باعث میشه بیشتر به صحبت کردنش ادامه بده . فقط خودمو پشت مانیتور قایم کردمو توی دلم میخندیدم .داشت به من میگفت من کسی بودم که فرح رو ترور کردم جلوی یکی از پارکهای تهران به خاطر اینکه مثل تو موهاش دیده میشد.بعدش هم میگه دنیا رو دست فاروجیها میچرخه خامنه ای و احمدی نژاد از فاروجیها واسه همه کاراشون اجازه میگیرن.میگفت مادرای حالا که مادر نیستن همچین بچه هایی تربیت کردن (منظورش من بودم) مادرای قدیم مادر بودن شیرزن بودن چه بچه هایی تربیت میکردن(منظورش خودش بود)
بعدش هم عکس یه خانمی رو نشون داد که روی چارپایه نشسته بود و قابلمه میشست گفت نگاه این مادره!!!!
کلمات کلیدی :